تبليغاتX
" ثقلین "

سلام دوستان!

از تأخير پيش آمده خيلي عذر مي خواهم. يكي از دلايل اصلي آن، كسالت شديد مادرم بود كه مجبور به مراقبت شبانه روزي از ايشان بوده و هستم. خداوند همه مريضان را شفا بدهد. از شما عزيزان هم شديدا التماس دعا دارم.

حالا كه با تأخير آمده ام، ۳ مطلب درباره خبر دستگيري عاملان انفجار شيراز و مفاتيح نوين و يادگاري از آيت الله سيبويه برايتان گذاشته ام كه اميدوارم به مذاقتان خوش بيايد.

در ضمن شعر زير را هم سالها پيش دوست عزيزم آقاسيدمهدي سيدصادقي برايم نوشته بود كه برايتان مي نويسم. نمي دانم شعر از خودش بود يا از يكي از شعراي بزرگ مثل خودش !

بهر حال هر جا باشيد در پناه حضرت زهرا سلام الله عليها خوب و خوش سالم و سرحال باشيد.

 

لطفا دعا يادتون نره ... ممنون !

 

اي قوم! با قيام نشستن مخالفم،

                                            با غير تيغ، هر چه كه آهن، مخالفم.

گفتيد گريه است كه تنها سلاح ماست،

                                            گيريم اين درست، ولي من مخالفم.

با حلق، اگر نه در پي تكبير، دشمنم،

                                            با سنگ، اگر نه سنگ فلاخن، مخالفم.

اين سر سلامت است ولي كاشكي نبود،

                                            من با سري كه بر سر گردن، مخالفم.

 

                                                        يا علي

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 16:2  توسط مهدی الله خواه  | 

همه ما تاكنون حداقل يك بار به عناوين مختلف، سري به كتاب شريف مفاتيح الجنان اثر مرحوم شيخ عباس قمي، سر زده ايم (البته حتما خيلي بيش از يك بار اين اتفاق افتاده است)! آنچه كه معمولا در نگاه اول به چشم مي خورد، ادبيات ثقيل و دشوار و قديمي توضيحاتي است كه لابلاي ادعيه و زيارات و ساير احاديث اين كتاب ديده مي شود؛ و تقريبا مي توان گفت امروزه ديگر از چنين ادبياتي جز در موارد معدود مثل نمايشنامه ها يا فيلمهاي تاريخي استفاده نمي شود. مسأله مهمتر اين كه چنين ادبياتي در كتابي استفاده شده كه به جرأت مي توان گفت به اندازه قرآن كريم مورد استفاده عموم شيعيان قرار مي گيرد.

امروزه فرهنگ سازي براي مراجعه به متون ناب و بي پيرايه ديني بايد سرفصل تمام شؤون زندگي قرار گيرد، زيرا تا اجزاي زندگي بر طبق اين دستورالعملها بسته نشود نمي توان يك جامعه مبتني بر دين را انتظار داشت.

در راستاي اين فرهنگ سازي، اولين گام، اصلاح ادبيات برخي متون ديني براي سهل الوصول تر كردن (آسان تر كردن دسترسي و استفاده) آنهاست. بر همين مبنا و شايد استدلالهاي ديگري، حضرت آيت الله مكارم شيرازي، از مراجع تقليد، در اقدامي زيبا و قابل تقدير، با كمك تعدادي از شاگردانشان، ضمن ويرايش متن مفاتيح الجنان و تبديل آن به يك نوشته روان و متناسب با متون امروزي، برخي ايرادهاي اين كتاب را نيز برطرف كردند كه از آن جمله: مستند كردن روايات موجود در مفاتيح (مثلا زيارت عاشورا)، حذف برخي روايات بدون سند، اضافه كردن برخي روايات و ادعيه و زيارات لازم كه در متن مفاتيح نبودند، و همچنين اصلاح فهرست مفاتيح، مي باشد.

دوستان عزيزم! وقتي خودم اين كتاب را خريدم با توجه به تغييرات جالب و قابل استفاده اي كه در آن ايجاد شده بود، مشتاق شدم كه شما را نيز در جريان چنين اتفاق مباركي قرار دهم. شما مي توانيد اين كتاب را از نمايندگيهاي دفتر آيت الله مكارم شيرازي در شهرهاي مختلف تهيه كنيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 15:53  توسط مهدی الله خواه  | 

الحمدلله كه عاملان انفجار در شيراز مشخص شدند. شايد تأخير در اعلام اين مطلب به دليل تلاش براي دستگيري تمامي عوامل اين جنايت بود. تاريخ 30 ساله انقلاب ما همواره شاهد همه گونه جنايت عليه اركان نظام و انقلاب اسلامي بوده است. دستهاي مختلفي هميشه در تلاش بوده اند تا اصولي ترين اركان نظام و انقلاب را هدف قرار دهند. در مقطعي، با ترور شخصيت امثال شهيد بهشتي و شهيد مطهري را از ما گرفتند. وقتي ديدند با ترور شخصيت به جايي نمي رسند، تلاش كردند تا با ترور فيزيكي، دست نظام را در برخورداري از شخصيتهاي متفكر خالي كنند، در رمحله آخر دست به اقدام نظامي همه جانبه عليه نظام جمهوري اسلامي زندند. و عجيب آنكه وقتي در اين نوع اقدامات نيز به نتيجه مطلوب نرسيدند، مدتي سر در لاك خود فرو برده بودند؛ تا اينكه در مقطع ديگري (نه چندان دور؟!) با حملات از پيش برنامه ريزي شده، همانند ابتداي انقلاب، با هدف قرار دادن اعتقادات و اصول دين از جمله توحيد و نبوت و قرآن كريم و حجاب و حد و قيام امام حسين عليه السلام و خيلي از مسائل ديگر، ابتدا اعتقادات را زير سؤال بردند، سپس امثال امام رحمة الله عليه را به موزه تاريخ سپردند و ساير شخصيتها و اعتقادات را به بهانه هاي مختلف در حال سست كردن و بي ارزش كردن در اذهان مردم هستند، و اكنون كه حربه هاي آنها با شكست مواجه شده، مي خواستند با اقدامات تروريستي، عقده هاي فرو خورده خود را بگشايند.

 

لطفا حواسمان را برای اتفاقات بعدی جمع كنيم!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 15:52  توسط مهدی الله خواه  | 

يادش بخير!

 

روزهاي حضور در دانشگاه امام صادق عليه السلام در مدت حدود 7 سال هر هفته يكشنبه هايمان را همراه با هيأت ميثاق با شهدا سپري مي كرديم. بعد از يك روز كلاس و درس و بحثهاي علمي، ساعتي دل را به زيارتي و سخنراني يكي از علما و تجديد ميثاق با شهدا و امامشان و امام امامشان حضرت اباعبدالله الحسين مي داديم. پاي سخنراني خيلي از بزرگان نشستيم. آيت الله امجد با لهجه شيرين كرمانشاهي و با آن همه لطايف و ظرايف خدايي كه جانمان را براي يك هفته بعد صيقل مي داد. آيت الله صديقي با آن روحيه و احساس عجيبشان در يادآوري نام مقدس امام زمان و ساير ائمه كه اشك را بر چشمان ايشان و خيليهاي ديگر مي نشاند. حاج آقا فاطمي نيا كه هميشه معجوني از مباحث علمي و عملي را با چاشني خاطراتشان براي ما بيان مي كردند. و برخي از علماي ديگر كه ذهن ضعيف من ياري نمي كند. اما نمي توانم آيت الله سيبويه را فراموش كنم. مردي با سن بالاي 70 يا 80 سال، با قدي خميده و كوتاه، و دلي آكنده از محبت اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام. خدا رحمتشان كند. در همين سالهاي اخير روحشان به ملكوت اعلي پيوست.

خاطرات شيريني از خودشان برجاي گذاشتند. از جمله اين حديث زيبا را:

 

از قول پيامبر اكرم مي فرمودند: مَن رَأي أولادي فَصَلّي عَلَيّ زادَهُ اللهُ في السّمعِ و البَصَرِ. هر كس قرزندان من (يعني سادات عزيز) را ببيند و با ديدن آنها بر من صلوات بفرستد، خداوند قدرت شنوايي و بينايي او را تقويت مي كند.

 

مصداق اين حديث و نمونه زنده آن (البته در آن زمان كه آيت الله سيبويه زنده بودند)، خود ايشان بودند. ايشان در آن سن بالا نه عينك مي زدند و نه گوششان ضعيف بود. خطوط ريز را به راحتي مي خواندند و پچ پچ دوستان را كه بعد از منبر دورشان حلقه مي زدند و بعضا درباره ايشان بود، مي شنيدند.

 

يادمان نرود صلوات بر پيامبر در هنگام ديدن فرزندان ايشان!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/31ساعت 15:49  توسط مهدی الله خواه  | 

 

شيراز و آب ركني و اين باد خوش نسيم

عيبش مكن كه خال رخ هفت كشور است.

 

يكي از شهرهاي خوش آب و هواي استان فارس، در جنوب شيراز، كازرون است. شهري كه همه آن را با آقاي هاشمي در كتاب اجتماعي سال سوم دبستان مي‌شناسند. نويسنده‌ي اين وبلاگ از اهالي اين شهر است كه البته به دلايلي سال‌هاست از آنجا هجرت كرده و در شهرهاي مختلف ساكن شده است.

در اين لحظات و در آستانه سفر مقام معظم رهبري به فارس، و از جمله احتمالا شهر كازرون، شعري با لهجه شيرين محلي كازروني از اشعار یکی از شعرای کازرونی براي شما عزيزان مي‌نويسم. البته اگر برخي كلمات آن را متوجه نشديد، اشكالي ندارد، زيرا لطافت اين لهجه حتما با طبع لطيف شما سازگار خواهد بود.

(این شاعر شايد اين شعر را براي فردي سروده است، ولي من اين را تقديم به رهبر انقلاب مي كنم)

 

شعر رو در ادامه مطلب بخوانید لطفا ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/15ساعت 1:48  توسط مهدی الله خواه  | 

 

 

حسن بصري را گفتند: چرا مردم، توانگران را گرامي مي‌دارند؟

 

گفت: چون كه معشوقشان نزد آنهاست!

 

 

(برگرفته ازكتاب محاضرات راغب اصفهاني،خواندني‌هاي ادب فارسي،ص217)

 

 

بدون شرح و توضيح !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/15ساعت 1:44  توسط مهدی الله خواه  | 

 

انگشت بر دهان، همه‌ي عمر، اين چنين،

                               حيران نشسته‌ام به تماشاي اين زمين.

در حيرتم چگونه در اين روزگار سرد،

                               جمعي نشسته‌اند چنان گرگ در كمين.

اي ماه! از هر آنچه زميني، دلم گرفت،

                               دستي بياور، اين منِ جامانده را بچين.

پرسيدمش: چه مانده از آن روزهاي سرخ،

                               از چفيه‌هاي خوني مردانِ آهنين؟

يك مشت خاك قبر پدر را نشان كه داد

                               مادر، به گريه گفت: عزيزم! فقط همين.

چندي است اينكه شعر و من و ماه مانده‌ايم،

                               در انتظار آمدن روز واپسين.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/15ساعت 1:42  توسط مهدی الله خواه  | 

 

چه روزها كه يك به يك غروب شد، نيامدي،

                             چه گريه‌ها كه در گلو رسوب شد، نيامدي.

خليل آتشين‌سخن، تبر به‌دوشِ بت‌شكن،

                             خداي ما دوباره سنگ و چوب شد، نيامدي.
براي ما كه خسته‌ايم و دل‌شكسته‌ايم، نه،

                             براي عده‌اي ولي، چه خوب شد نيامدي.

تمام طول هفته را در انتظار جمعه‌ام،

                             دوباره صبح، ظهر، نه، غروب شد، نيامدي.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/15ساعت 1:41  توسط مهدی الله خواه  | 

 

قول داده بودم درباره ازدواج مطالبي بنويسم و سؤالاتي را پاسخ دهم. مدتي اين مثنوي تأخير شد. با توجه به مناسبت اين روزها و سالروز شهادت استاد شهيد مرتضي مطهري، مطالبي را از دو كتاب ايشان گلچين كرده ام كه توصيه مي كنم هم آنها را بخوانيد و هم به اصل منابع مراجعه كنيد تا شايد پاسخ مفصل يكي از سؤالات را درباره نوع نگاه دختر و پسر به يكديگر (در نوشته ازدواج 1) دريابيد.

 

ادامه مطلب را دریابید لطفا ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/15ساعت 1:39  توسط مهدی الله خواه  | 
علامه شعراني دانشمند ناشناخته اي است كه بزرگان توصيه هاي فراواني براي رجوع به آثار ايشان كرده اند. ديدگاه ايشان در تفسير نيز شايد براي خيلي از اصحاب نظر جالب و جذاب باشد.

لذا دوستاني كه علاقمند به مطالعه انديشه تفسيري ايشان هستند مي توانند با مراجعه به لينك زير با اين انديشه آشنا شوند.

انديشه تفسيري علامه شعراني

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/13ساعت 1:15  توسط مهدی الله خواه  | 
به نام خدا

يكي از تلخ ترين زواياي تاريخ معاصر ايران زمين، شهادت استاد شهيد مرتضي مطهري است كه امروز به همين مناسبت روز معلم ناميده شده است.

مطالب متعددي درباره اين شهيد و استاد عزيز شنيده و خوانده ايد. اما اينكه چه عواملي دست به دست هم دادند تا اين مغز متفكر و اميد آينده جهان اسلام را از ما بگيرند، شايد يك بحث جديد و قابل توجه باشد.

در لينك زير به ماهيت گروهك تروريستي فرقان كه عامل شهادت استاد شهيد بودند اشاره مفصلي شده است. ضمن مطالعه آن حتما اين كلام امام خميني رحمت الله عليه را هم فراموش نكنيد كه همه كتابهاي اين شهيد بزرگوار را براي استفاده مردم مفيد و ارزشمند دانسته اند.

ماهيت گروهك تروريستي فرقان، عامل شهادت استاد شهيد مرتضي مطهري

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/12ساعت 23:56  توسط مهدی الله خواه  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

وَ الّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدِيَنَّهُم سُبُلَنا ...

 سوره عنکبوت-۲۹ / آیه ۶۹

و آنها كه در راه ما (با خلوص نيّت) جهاد كنند، قطعاً به راه‏هاى خود، هدايتشان خواهيم كرد ...

 در شماره ۱ دیدیم خداوند متعال یکی از دلایل سختی معیشت و مشکلات را در دوری از ذکر او دانسته. این سؤال مهم هم برايمان پيش آمد كه آيا ذكر را بايد فقط داشتن يك تسبيح و گفتن لا إلا إلا الله و ... دانست يا اينكه بايد در ابعاد مختلف زندگي، ياد و نام خدا جريان داشته باشد؟

امیدوارم که پاسخ مناسبی به سؤال قبلي داده باشيد.

در اين آيه يكي از سنتهاي الهي به ما گوشزد شده، اينكه اگر تمامي ابعاد زندگي ما رنگ و بوي الهي به خود بگيرد و تلاش و كوششهاي ما در كارهاي مختلف در مسير حق قرار داشته باشد، يقينا خود خداوند متعال هدايت و نشان دادن راه به ما را بر عهده خواهد گرفت و به تعبير خودماني تر: دستمان را مي گيرد و همراه خود مي برد.

چه توفيقي از اين بهتر ؟!

آيا نبايد به اين وعده هاي الهي و سنتهاي تغيير ناپذير خداوندي اعتماد كنيم و دست در دست او دهيم و گردنه هاي پرپيچ و خم زندگي را پشت سر بگذاريم و در نهايت كه كارنامه پايان عمر ما را در دستمان مي گذارند، شادمان و خندان نمره قبولي با رتبه عالي خودمان را به همه نشان دهيم و سرافراز و با افتخار به بودن در كنار رب العالمين بنازيم.

عجله كنيم، كه: خيلي زود، دير مي شود!

بسم الله

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/12ساعت 23:45  توسط مهدی الله خواه  | 
 

سلام دوستان!

برای آشنایی با تفکر سیاسی در قرآن، توصيه مي كنم حتما به لينك زير برويد و اين مقاله را كه به قلم استاد دكتر نجف لك زايي نوشته شده است، مطالعه كنيد.

در پناه حق

                                         تفكر سياسي در قرآن

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/11ساعت 1:53  توسط مهدی الله خواه  | 

 

مهدي كيست؟

شعري از آقاي حبيب الله چايچيان (حسان)

 

مهدي است آن كه نهضت قرآن به پا كند،

مهدي است آن كه نيك و بد از هم جدا كند.

مهدي است آن كه با كلمات محمّدي،

گفتار پوچ ما، همه پرمحتوا كند.

مهدي است آن كه در شب ميلاد او، خدا

او را به «مَرْحَبًا لَكَ عَبْدي» ندا كند.

 

... (بقیه شعر را در ادامه مطلب بخوانید)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/10ساعت 23:35  توسط مهدی الله خواه  | 

نيازهاي پرداختن به علوم حديث از بيان مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي:

 

1.     تدقيق و جداسازي سره از ناسره، و راست از دروغ و مسلّم از مشكوك.

2.     تأمل در فهم معضلات و مفاد و مضمون‌هاي اساسي در آن.

3.     تطبيق يا نسبت‌يابي آن با كلام الله عزيز حكيم.

4.     شرح و بسط عالمانه و محققانه.

5.     نشر و همگاني كردن آنچه همگان را به كار خواهد آمد.

6.     پردازش علم رجال.

7.     بررسي تاريخ صدور حديث و سير آن.

8.     كسب آگاهي از آن زمينه‌اي كه صدور هر حديثي را لازم يا راجح ساخته است.

9.     جستجو از مضمون‌هاي مشابه در كتب حديث اهل سنت.

 

(پيام به مناسبت افتتاح مؤسسه فرهنگي دارالحديث، 22/8/74)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/10ساعت 23:34  توسط مهدی الله خواه  | 

                    بشنو از قرآن

 

بشنو از قرآن، چه نيكو دم زند،

                               زخمه بر ساز دل آدم زند.

تا كند بيدارش از خواب گران،

                               از قيامت گويد و اهوال آن.

با سكوتت نغمه قرآن شنو،

                               آنچه مي‌گويد به گوش جان شنو.

از مزمّل، از نبأ، از انفطار،

                               گوش كن غوغاي محشر، آشكار.

سوره‌ي زلزال و طور و قارعه،

                               يا كه تكوير و قيامت، واقعه.

چون‌كه هر يك وصف محشر را كند،

                               خود قيامت زان سخن برپا كند.

اين زمين در آن زمان پربلا،

                               ناگهان چون: زُلْزِلَتْ زِلْزالُها.

از درونش: أخْرَجَتْ أثْقالُها،

                               با تعجب، قالَ الإنسانْ ما لَها.

مردگان خيزند بر پا، كُلُّهُمْ،

                               تا همه مردم: يُرَوْا أعْمالَهُمْ.

هر كه دارد ذَرَّةً خَيْرًا، يَرَهْ،

                               يا كه آرد ذَرَّةً شَرًّا، يَرَهْ.

آن زمان، خورشيدِ تابان، كُوِّرَتْ،

                               كوه‌هاي سخت و سنگين، سُيِّرَتْ.

آب‌ها در كام دريا، سُجِّرَتْ،

                               آتش دوزخ، به شدّت، سُعِّرَتْ.

پس در آن هنگام، جَنَّتْ أُزْلِفَتْ،

                               خود بداند هر كسي، ما أحْضَرَتْ.

 

                         آقای حبيب الله چايچيان (حسان)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/10ساعت 23:30  توسط مهدی الله خواه  | 

یک انسان موفق 5 برنامه باید داشته باشد:

1-      برنامه تحصیل: روزانه و هفتگی، مثلا روزی 8 ساعت.

·         پیش مطالعه.

·         تمرکز.

·         مطالعه بعد از درس.

·         مباحثه.

·         خلاصه نویسی.

2-      برنامه مطالعاتی: در شبانه روز حداقل 2 ساعت غیر درسی

3-      برنامه تفریح و ورزش: روزانه 3 ساعت؛ یک ربع صبح و یک ربع قبل از خواب ورزش کنیم.

4-      برنامه عبادت: یک ساعت و نیم.

5-      برنامه امور عادی زندگی:

                 خواب (7 ساعت)

                 خوراک (1.5 ساعت)

                 امور بهداشتی (1 ساعت)

کسی که برنامه ریزی داشته باشد، اولویت بندی می کند. اگر برنامه ریزی نداشته باشیم، اولویت بندی هم نخواهیم داشت.

 

                                                                       استاد ماندگار

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/10ساعت 0:8  توسط مهدی الله خواه  | 

             شعری از آقای جواد محدثی

 

خواهی نخوری ز تیم ابلیس شکست

                        باید به دفاع از دل و از دیده نشست

چون شوت شود به سوی دل توپ گناه

                        دروازه دل به روی آن باید بست

 

آن نیست شجاعت که گلو چاک کنی

                        مردانگی آنجاست که دل پاک کنی

وقتی که به باشگاه تقوا رفتی

                        ای کاش حریف نفس را خاک کنی

 

بر دامن گل دست توسل نزدیم

                        از خوف به میدان عمل پل نزدیم

افسوس که فرصت به تماشا بگذشت

                        صد گیم تمام گشت و ما گل نزدیم

 

بگذشت زمان دست به کاری نزدی

                        بر گردن لحظه ها مهاری نزدی

صد توپ زدی تمام را کردی اوت

                        صد پاس گرفته آبشاری نزدی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/10ساعت 0:2  توسط مهدی الله خواه  | 
 

جهان قرآن مصور است و آیه ها در آن به جای آنکه بنشینند، ايستاده اند.

سلمان هراتي

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/08ساعت 23:59  توسط مهدی الله خواه  | 

خدا رحمت كند استاد عزيز و مرحوممان را: استاد علي اكبر غفاري صفت.

 

چقدر براي ما مايه تأسف و افسوس بود كه او را دير شناختيم و زود از دست داديم. كاش لحظاتي را كه سر كلاس درس ايشان بوديم و چهره نوراني ايشان را مي ديديم، از حضور دانشمندانه اش بيشتر و بيشتر استفاده كرده بوديم.

 

شايد شما او را نشناسيد. اما در همين حد بدانيد كه يكي از علماي بزرگ گفته بود: مرحوم علامه اميني در حدود 40 سال پيش ايشان را آيت الله مي دانستند! تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.

از خداوند براي روح بلند ايشان علوّ مقام و براي خودمان صبر درخواست مي كنم.

مدتي از رحلت آن عالم بزرگ مي گذرد، و ما شاگردان ناسپاس ايشان شايد در نشر علوم و روشي كه ايشان مبتكر و متخصص آن بودند كوتاهي كرده باشيم. لذا سعي من بر اين است كه در اين فرصت كوتاه مجازي، ياد ايشان را در ابعاد مختلف زنده كنم.

البته ناگفته نماند كه يكي از دوستان عزيز ما (آقا مجتبي منتظري) و از شاگردان نزديك و صميمي آن عالم رباني، پايان نامه كارشناسي ارشد خودش را بررسي تفكرات ايشان انتخاب كرده است كه اميدوارم بتوانم به همين زودي از مطالب وي نيز استفاده كنم.

 

منتظر نوشته هاي بعدي در باره ايشان باشيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/08ساعت 23:47  توسط مهدی الله خواه  | 

چفیه، ای سجاده‌ي اهل ولا

تار و پودت، گرد و خاک کربلا.

جانماز خلوت شبهای راز

از جنوب فکه تا بازی دراز.

 

يادش بخير روزهاي نه چندان دور ... !

... حتما خدا به ما نظر لطف كرده‌بود كه اسممان براي اردوي زيارتي نظامي مناطق عملياتي غرب كشور در آمد. البته خودمان را براي خيلي چيزا سعي مي كرديم آماده كنيم! اما من اصلا فكرش را نمي‌كردم كه قرار است چه بلاهايي سرمان بيايد. البته بلاهاي بدي نبود. در تربيت و تذكر ما هم لازم بود و هم مفيد.

جاي شما خيلي خالي بود. يكي از دوستان كه سابقه بيشتري در ارتباط با جبهه و اردوهاي زيارتي و نظامي داشت، ابتكاري به خرج داد و داخل اتوبوس كه بوديم يك مسابقه عجيب مطرح كرد كه چند ساعت همه را سر كار گذاشته بود!

بقيه را در ادامه‌ي مطلب بخوانيد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/08ساعت 23:45  توسط مهدی الله خواه  | 

... من شهیدانی را می شناسم که طناب دار از دیدار آنان می لرزد.

مردانی که مرگ برای آنان تا کمر خم می شود.

من شهیدانی را می شناسم که هشتاد سال در خون خود غلتیدند و هلال احمر شهادت، شربتی را به گلوی شوقشان نریخت.

من شهیدانی را می شناسم که روزی صد بار به شمشیرها تنه می زنند. بلکه جنگ مشیت، مغلوب شود و کسی قناری قلبشان را از قفسه سینه برباید.

مردانی بر این خاک می روند که مرگ حیفش می آید یکباره ماهی جان آنان را از حوض تن، بگیرد.

جانهایی در این تن ساکنند که مرگ دوست دارد آنان را توی تنگ بلوری بیندازد و به همه نشان بدهد.

نبض انسان در دست مرگست.

اولیای خدا برای نوبت مرگ خود پارتی بازی می کنند.

«موتوا قبل أن تموتوا» یعنی اینکه مرگ خود را با پارتی بازی ریاضت، جلو بیندازید.

شهادت یعنی مرگ پارتی بازی شده.

اگر به منشی مرگ چشمک نزنی، اگر برای کلفت حقیقت، پشت ابروی معرفت نازک نکنی، اگر نوبت قلبت را به دلهای سوخته تعارف نکنی، اگر به پرستاران سیاهپوش عشق لبخند نزنی، تاریخ مرگت را جلو نمی اندازند.

شهادت، کارت ورود میهمانان اختصاصی به تالار وحدت وجودست...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/08ساعت 16:56  توسط مهدی الله خواه  | 

                       زندگي در حاشيه (مرحوم قيصر امين پور)

... ما حاشيه نشين هستيم

مادرم مي‌گويد: پدرت هم حاشيه نشين بود،

در حاشيه به دنيا آمد، در حاشيه جان كند و در حاشيه مُرد.

من هم در حاشيه به دنيا آمده‌ام

ولي نمي‌خواهم در حاشيه بميرم.

برادرم در حاشيه‌ي بيمارستان مُرد.

خواهرم هميشه مريض است، هميشه گريه مي‌كند، گاهي در حاشيه‌ي گريه، كمي هم مي‌خندد.

مادرم مي‌گويد: سرنوشت ما را هم در حاشيه‌ي صفحه‌ي تقدير نوشته‌اند،

و هر شب ستاره بخت مرا كه در حاشيه‌ي آسمان سوسو مي‌زند به من نشان مي‌دهد.

ولي من مي‌گويم: اين ستاره‌ي من نيست.

من در حاشيه به دنيا آمدم،

در حاشيه بازي كردم،

من در حاشيه بزرگ شدم و به مدرسه رفتم.

در مدرسه گفتند: جا نداريم، مادرم گريه كرد.

مدير مدرسه گفت: آقاي ناظم اسمش را در حاشيه‌ي دفتر بنويس تا ببينيم!

من در حاشيه‌ي روز به مدرسه‌ي شبانه مي‌روم،

در حاشيه‌ي كلاس مي‌نشينم،

در حاشيه‌ي مدرسه مي‌نشينم و توپ‌بازي بچه‌ها را نگاه مي‌كنم، چون لباسم همرنگ بچه‌ها نيست.

من روزها در حاشيه‌ي خيابان كار مي‌كنم و بعضي شبها در حاشيه‌ي پياده‌رو مي‌خوابم.

من پائيز كار مي‌كنم، زمستان كار مي‌كنم، بهار كار مي‌كنم، تابستان كار مي‌كنم و در حاشيه‌ي كار، زندگي مي‌كنم.

من در حاشيه‌ي شهر زندگي مي‌كنم.

من در حاشيه‌ي زمين زندگي مي‌كنم.

زندگي در حاشيه‌ي زمين خيلي سخت است.

من حاشيه نشين هستم.

ولي معني كلمه‌ي «حاشيه» را نمي‌دانم.

از معلم پرسيدم: حاشيه يعني چه؟

گفت: حاشيه يعني قسمت كناره‌ي هر چيزي، مثل كناره‌ي لباس يا كتاب، يا مثل حاشيه‌ي شهر كه زباله‌ها را در آن‌جا مي‌ريزند.

من گفتم: مگر آدم‌ها زباله هستند كه بعضي از آن‌ها را در حاشيه‌ي شهر ريخته‌اند؟

معلم چيزي نگفت!

من حاشيه نشين هستم.

به مسجد مي‌روم،

من قرآن خواندن را ياد گرفته‌ام،

قرآن كتاب خوبي است.

قرآن حاشيه ندارد.

هيچ كلمه‌اي را در حاشيه‌ي آن ننوشته‌اند.

من قرآن را دوست دارم.

همه چيز بايد مثل قرآن باشد ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/08ساعت 2:21  توسط مهدی الله خواه  | 
                                 به نام خدا

سلام و درود بر شما عزیزان!

اول - تشکر فراوان از برخی دوستان که محبت کرده و نظر یا ایمیل داده اند. حاج آقا آقاجانی بسیار بزرگوار و آقا مصطفی  و آقا حسام و خانمها قدوسی و شکیبا.

دوم - در پاسخ آن دوبیتی، خانم شکیبا این تک بیت را نوشته اند که از ایشان متشکرم:

                             گیرم که تو از سر گنه در گذری

                        زان شرم که دیدی که چه کردم چه کنم!

سوم - در شعر (۲) از خانم خدیجه پنجی ظاهرا یک بیت جا افتاده است که امیدوارم هم شما و هم خانم پنجی مرا عفو بفرمایید. از دوست عزیزم آقاسیدمهدی سیدصادقی نیز متشکرم که متذکر شدند:

                           خدا مرا بغل کن و کمی نوازشم نما
                   حضور دست های تو عجیب گرم و با صفاست

چهارم - صلاح دیدم که همینجا تا هنوز حجم کارمان زیاد نشده بعضی از برنامه های خودم در این وبلاگ رو با شما در میان بذارم تا هم منو اصلاح کنید و هم در پربار تر شدن اون کمکم کنید. خوبه؟

۱- استفاده از مطالب اخلاقی بزرگان دین مانند آیت الله امجد، آيت الله بهجت، آيت الله مجتهدي، آقاي قرائتي، استاد طاهرزاده و ...

۲- آغاز طرح مبحث فقر و غنا و ساير مسائل اقتصاد اسلامي از ديدگاه قرآن كريم

۳- برخي تحليلهاي كمي تا قسمتي سياسي (البته با در نظر داشتن اينكه سياست ما عين ديانت ما باشه إن شاء الله)

۴- طرح برخي مسائل و تحليلها درباره دفاع مقدس.

۵- طرح دغدغه جدي ذهنيم درباره ثقلين. قرآن و اهل بيت.

بقيه مطالب بماند براي يك فرصت ديگر.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/07ساعت 2:22  توسط مهدی الله خواه  | 

 

                       لطف حق

 

دلت را خانة ما كن، مصفّا كردنش با من

به ما دردِ دل افشا كن، مداوا كردنش با من.

 

اگر گم كرده اي اي دل، كليدِ استجابت را

بيا يك لحظه با ما باش، پيدا كردنش با من.

 

بيفشان قطرة اشكي، كه من هستم خريدارش

بياور قطره اي اخلاص، دريا كردنش با من.

 

اگر درها به رويت بسته شد، دل بر مكن باز آ

درِ اين خانه دقّ الباب كن، وا كردنش با من.

 

به من گو حاجتِ خود را، اجابت مي كنم آني

طلب كن آنچه مي خواهي، مهيا كردنش با من.

 

بيا قبل از وقوعِ مرگ، روشن كن حسابت را

بياور نيك و بد را جمع، منها كردنش با من.

 

چو خوردي روزيِ امروز ما را، شكرِ نعمت كن

غمِ فردا مخور، تأمينِ فردا كردنش با من.

 

به قرآن آية رحمت فراوان است، اي انسان

بخوان اين آيه را، تفسير و معنا كردنش با من.

 

اگر عمري گنه كردي، مشو نوميد از رحمت

تو نامِ توبه را بنويس، امضا كردنش با من.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/07ساعت 1:55  توسط مهدی الله خواه  | 
سلام! به هر حال سلام، نامي از نامهاي خداست. درسته؟ پس هر چقدر كه اونو تكرارش كنيم چيزي از مون كم كه نميشه هيچي خدا بخواد اضافه هم ميشه.

در اين مطلبك! فقط مي خوام از ياران عهد شباب كه بنابه هر دليلي ! يادي از ما كردند و در نظرات خوانندگان (فكر بد نكنيدا، هيچكدومشون خوشبختانه خواننده نيستند والا ... !) درّ و گوهر به ثبت رساندند، كمال تشكر و قدرداني بنمايم. به هر حال اين تشكرا مقدمه تشكر از خداست: من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق...

عزيزاني كه فعلا اسمشونو افشا مي كنم و در يك فرصت مناسب لينك وبلاگاشونو براي استفاده عالميان در وبلاگم قرار مي دم:

آقا عباس دهقاني نژاد يزدي، فيلسوف قرن!

آقاسيد مهدي ناظمي آذري، متفكر غير برجسته!

آقا سيد مهدي سيدصادقي قزويني، عارف بالله و شاعر مرحوم!

البته ديگراني هم نظر دادن كه گرچه اسمشون رو نمي نويسم اما ارادت دارم خدمتشون. خدا خيرتان بدهد.

يه خواهش هم دارم. ما را دريابيد. دعامون كنيد. خدا رو فراموش نكنيد، حالا ما رو اگه فراموش كرديد اشكالي نداره ها !!! دربست در خدمت همتون هستم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/04ساعت 21:21  توسط مهدی الله خواه  | 
 

يكي از دوستان در پيامكي بسيار زيبا اين دوبيتي رو برام فرستاده كه از شدت زيبا بودن حيفم اومد شما رو محروم كنم. اما منم در چند مطلب قبل شعري نوشتم كه با اين شعر خيلي هماهنگه. مطلبي كه عنوانش (سلام قولا من رب رحيم) است. به زحمت نيفتيدا !

شبهاي دراز بي عبادت چه كنم؟

طبعم به گناه كرده عادت چه كنم؟

گويند كريم است و گنه مي بخشد،

گيرم كه ببخشد ز خجالت چه كنم؟

از اون دوست خوب هم خيلي ممنونم! اميدوارم كه هميشه خدا نگهدارش باشه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/04ساعت 21:10  توسط مهدی الله خواه  | 

دوستان زيادي هستند كه در زمينه مبحث شيرين ازدواج !!! مشورت ميخوان. مشاور هم تا دلتون بخواد فراوونه. اما... ! به همين دليل از اين به بعد يكسري مطالب كمي تا قسمتي ! مفيد متناسب با شرايط دوستان اينجا ميذاريم تا همگان در حد امكان فيض ببرند. البته دقت و تأمل و نظر دادن به اين مطالب باعث ميشه پربارترش كنم.

 

خدايا! دل در گرو مهر تو داده ايم و اميدي جز خشنودي و عنايت تو نداريم!

اللّهمّ وفّقنا لما تحبّ و ترضي

 

سؤالات گوناگوني در ذهن جوانان امروز ما - چه دختر و چه پسر - مطرح است. از جمله:

- همسر آينده ما چه ويژگيهايي بايد داشته باشد؟ كدام ويژگي ها در اولويتهاي اول قرار دارند؟ همسر آينده ما چه ويژگيهايي نبايد داشته باشد؟

                            ايمان - زيبايي - ثروت - اصالت خانوادگي - ...

- در جلسه خواستگاري (مصاحبه هاي قبل از ازدواج) درباره چه چيزهايي بايد از طرف مقابلمان سؤال كنيم، و پيرامون چه موضوعاتي بايد صحبت كنيم؟

- چه كنيم كه واقع بينانه مسائل زندگي مشترك و آينده را ببينيم تا در زندگي دچار بحرانها ! نشويم؟

- از ابتداي زندگي، مسير زندگيمان را چگونه هدايت و مديريت كنيم تا آينده موفق تري داشته باشيم؟

- نگاه پسر به دختر و نگاه دختر به پسر چگونه بايد باشد؟ يعني هر كدام بايد طرف مقابل را چگونه موجودي ببينند؟

 

براي اين سؤالات و سؤالات فراوان ديگه جوابهاي زيادي داده شده. اميدوارم بتونم خلاصه اي از اون جوابا رو براي استفاده شما بذارم. البته حتما شما هم نظر بديد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/04ساعت 3:30  توسط مهدی الله خواه  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‏

 (سوره طه-۲۰ / آيه ۱۲۴)

و هر كس از ياد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت و روز قيامت، او را نابينا محشور مى‏كنيم!

آيا از خودمون پرسيديم چرا گاهي اوقات مشكلات و سختيهاي زندگي راه را بر ما مي بنده و نفس كشيدن را برامون سخت مي كنه؟ يكي از دلايلش مي تونه موضوع اين آيه باشه.

ياد خدا. يادخدا يعني چه؟ فقط ذكر تسبيحات و اذكار ديگه رو گفتن كافيه؟ يا ياد خدا مي تونه در تمام زندگيمون جريان داشته باشه؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/04ساعت 1:54  توسط مهدی الله خواه  | 

۱- انفجار حسينيه سيدالشهداي شيراز را محكوم مي كنيم. اندكي در رابطه اين انفجار با مباحث مطرح شده از طريق حجت الاسلام انجوي نژاد در زمينه فرقه انحرافي بهائيت و به طور كلي انحرافاتي كه در دين و به نام دين انجام مي شود تأمل كنيم! سخنان حجت الاسلام انجوي نژاد يك هفته بعد از اين انفجار را سعي كنيد در سايت كانون فرهنگي رهپويان وصال شيراز يا مركز اطلاع رساني شهيد سيد مرتضي آويني بخوانيد. يك دقت ديگر هم لازم است كه اين انفجار قبل از سفر مقام معظم رهبري به شيراز صورت گرفت! نكته آخر: اگر اطلاعاتي درباره انحرافات بهائيان خواستيد، مي توانيد با مراجعه به سايت رهپويان و در يكي از بخشهاي اين سايت، اطلاعات كامل و جامعي در اين زمينه كسب كنيد.

 

۲- زكات يكي از واجبات و از فروع دين است. در قرآن كريم 32 مرتبه کلمه زکات و یک مرتبه کلمه حج و بحث از وجوب حج آمده است (سوره آل عمران-۳ / آيه ۹۷). سؤال: چگونه است كه براي حج و زيارت خانه خدا حدود ۵۰۰۰ نفر روحاني و مدير كاروان و ... (تعداد و مسؤوليت افراد را دقيقا نمي دانم) احساس تكليف مي كنند و ثبت نام مي كنند و تمام توان خود را به كار مي برند كه از اين فيض عظيم محروم نشوند! ولي براي زكات بنابر اظهارات حجت الاسلام قرائتي مسؤول ستاد احياي زكات كشور، اقدام جدي صورت نمي گيرد و فقط به تعداد انگشتان دست (شايد) احساس تكليف مي كنند؟؟!!

 

 ادامه دارد إن شاء الله ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/04ساعت 1:31  توسط مهدی الله خواه  | 

 

 

 

عشق، سر تنهایی آدمست که زیر آب رفته است.

عشق، فرشته ایست که ترم عبودیتش را در زمین می گذراند.

عشق، امتحان ورودی رحمت الهی ست.

عشق، تبصره ایست که با آن می توان به کلاس بالاتر از بهشت رفت.

عشق، خداشناسی عمومی ست. . .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/04ساعت 1:24  توسط مهدی الله خواه  | 
سلام

بدون مقدمه ...

سؤال:

* آيا قرآن همه دردهاي زندگي ما رو درمان مي كنه؟ همه دردها رو؟ چجوري؟ *

چه جواب قانع كننده اي براي اين سؤال داريم؟

بسم الله. شما قانعم كنيد. فرض كنيد مي خواهيد يك نفر رو كه اين سؤال جدا ذهنش رو مشغول كرده قانع كنيد، چي مي گيد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/03ساعت 0:58  توسط مهدی الله خواه  | 

 

                            مکالمه تلفنی                          

 دو و چهار، چهار و سه، چهار... منزل خداست؟

‏ الو، سلام! اين منم مزاحمى كه آشناست!

 هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است؛‏

 ولى هنوز پشتِ خط، در انتظار يك صداست.

  شما كه گفته‏ايد پاسخ سلام واجب است‏،

 به ما كه مى‏رسد حساب بنده‏هايتان جداست؟

 الو! دوباره قطع و وصلِ تلفنم شروع شد،

 خرابى از دل من است، يا كه عيب سيم‏هاست؟

‏ چرا صدايتان نمى‏رسد؟ كمى بلندتر! صداى من...

 ... چه طور، خوب و صاف و واضح و رساست؟

 اگر اجازه مى‏دهى، برات درد دل كنم.

‏ شنيده‏ام كه گريه بر تمام دردها شفاست.

‏ دلِ مرا به سوى خود بخوان كه تا سبك شوم.

‏ پناهگاه اين دل شكسته خانه شماست.

‏ خدا! مرا ببخش، باز هم مزاحمت شدم،

‏ دوباره زنگ مى‏زنم، دوباره، تا خدا خداست‏!

 

                                                        شاعر: خانم خديجه پنجى

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/03ساعت 0:44  توسط مهدی الله خواه  | 

 

               به ياد مرحوم قيصر امين پور

 

ز بس بی تاب آن زلف پریشانم، نمي دانم

نمي دانم حبابم، موج سرگردان طوفانم، نمي دانم.

 

حقیقت بود یا دور تسلسل، حلقه زلفت؟

هزار و یک شب این افسانه می خوانم، نمي دانم.

 

سراسر صرف شد عمرم همه محو نگاه تو

ولی از نحوه چشمت چه می دانم؟ نمي دانم.

 

چو اشکی سرزده یک لحظه از چشم تو افتادم

چرا در خانه خود عین مهمانم؟ نمي دانم.

 

ستاره می شمارم سالهای انتظارم را: نمي دانم

هزار و سیصد و چندین و چندانم، نمي دانم.

 

نمي دانم، بگو عشق تو از جانم چه می خواهد؟

چه می خواهد بگو عشق تو از جانم؟ نمي دانم.

 

به غیر از این نمي دانم، چه می دانم؟ نمي دانم

نمي دانم، نمي دانم، نمي دانم، نمي دانم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/03ساعت 0:32  توسط مهدی الله خواه  | 

 

احمد عزيزي، شاعر دلسوخته انقلاب و دفاع مقدس، كسي كه نثرهاي شيوا و اشعار دلنشينش همواره دلهاي عاشقان را گرم مي كند؛ هم اكنون پس از يك سكته مغزي و يك سكته قلبي در حالت كما به سر مي برد. متن زير بخشي از يكي از كتابهاي اوست. براي سلامتي او دعا كنيم.

 

 (به دوستان خوبم توصيه مي كنم اين متن را حتما به طور كامل بخوانند. البته ادامه دارد)

 

... من خود یک مستضعفم. مستضعفی که از طریق فروش عشق زندگی می کند. عشق من همین شعر خوش خط و خالیست که دارید چشم و ابروی آن را دید می زنید. شعرهای من عشقهای منند، و عشق فروشی شرمگینانه ترین کارهاست.

روزها باید دست آرزوهای معصومت را بگیری و در خیابانهای جمعیت زده تنهایی قدم بزنی تا از میان هزاران صیاد عبوس، مشتری نخستین لبخند خود را پیدا کنی. سپس با حسرتی سکه های بهار جوانیت را که عیدی سالیانه مرگ توست در شرجی شرم آلوده بلاتکلیفی آب کنی. . .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/03ساعت 0:27  توسط مهدی الله خواه  | 

 

*هزاران سال از آغاز حیات بشر بر اين كره خاكي مي‌گذرد،

             و همه آنان تا به امروز مرده‌اند،

                        و ما نيز خواهيم مرد و بر مرگ ما نيز قرن‌ها خواهد گذشت.

 

خوشا آنان كه مردانه مرده‌اند،

 

و تو اي عزيز!

مي‌داني تنها كساني مردانه مي‌ميرند كه مردانه زيسته باشند ...*

 

(از كتاب گنجينه آسماني، شهيد سيد مرتضي آويني)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/02ساعت 4:35  توسط مهدی الله خواه  | 
دوستان عزيز سلام!

آسمان رشك برد بهر زميني كه در آن                   دوسه ياري دوسه دم بهر خدا بنشينند!

آمده ايم كه همنشينيمان، ما را به ياد خدا بيندازد: جالِسوا مَن يُذَكِّرُكم اللهَ رؤيتُه. اميرالمؤمنين علي ابن ابيطالب عليه السلام فرموده اند: با كسي همنشيني كنيد كه ديدن او شما را به ياد خدا بيندازد. لحظه زيبايي است كه ديدار شما دوستان در اين صفحات مجازي ياد خدا را در دل من زنده كند و لحظاتي بدون دغدغه دنياي پر از بحران و ماديات به صفحات درون خويش مراجعه كنيم و خود را بيابيم.

     بازآ بازآ هرآنكه هستي بازآ                  گر كافر و گبر و بت پرستي بازآ

اين درگه ما در گه نوميدي نيست              صدبار اگر توبه شكستي بازآ

به توصيه صميمي ترين دوستمان (خداوند متعال!) گوش مي دهيم و با هم براي او و به ياد او زندگي مي كنيم.

منتظر لحظات زيباي حضور سبزتان در اين صفحه مجازي هستم.

باتشكر، مهدي الله خواه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/02ساعت 4:20  توسط مهدی الله خواه  | 
پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه و آله:

کل أمر ذی بال لم یذکر فیه اسم الله فهو أبتر.

 هر كار مهمى كه بدون نام خدا شروع شود بى‏فرجام است

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/02ساعت 3:41  توسط مهدی الله خواه  |